سيد محمد حسينى شاهرودى
90
فاطمه (س) حامى ولايت (فارسى)
- اگر نيايد چه خواهيد كرد ؟ - خانه را با ساكنانش به آتش مىكشيم ! - عمر مىخواهى خانهء ما را آتش بزنى ؟ - آرى « 1 » مردم گفتند : او دختر پيامبر خداست ! - هر كه مىخواهد باشد . من از دختر پيامبر باكى ندارم ! « 2 » آنگاه دستور داد هيزم آوردند و درب خانهء زهرا عليها السلام را آتش زد و سپس با لگدى كه بر درب نيمسوخته زد ، درب از هم گشوده شد و زهراى اطهر عليها السلام كه پشت در بود بين در و ديوار قرار گرفت . سينهاى كز معرفت گنجينهء اسرار بود * كى سزاوار فشار آن در و ديوار بود « 3 » عمر در حالىكه دستى بر تازيانه و دستى بر شمشير داشت وارد خانه شد . فاطمه عليها السلام فرياد خود را به « يا ابتاه ، يا رسول الله » بلند كرد . عمر غضبآلود غلاف شمشير را بر پهلوى فاطمهء زهرا عليها السلام فرود آورد ، چنان كه استخوان پهلوى حضرت شكست و محسنش سقط شد . « 4 » دخت پيامبر صلى الله عليه و آله كه ديگر تاب تحمّل درد را نداشت بر زمين افتاد و نالهكنان فرمود :
--> ( 1 ) - تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 443 ؛ عقد الفريد ، ابن عبدربه ، ج 5 ، ص 12 و بحارالانوار ، ج 28 ، ص 204 و 230 و 261 و 254 . ( 2 ) - الامامه و السياسه ، ابن قتيبه ، ص 19 . ( 3 ) - آيةالله محمدحسين غروى اصفهانى . ( 4 ) - الملل و النحل ، شهرستانى ، ج 2 ، ص 83 و مروج الذهب ، مسعودى ، ج 2 ، ص 308 .